دکتر پوریا انگشت بافت

ایرانشناسی دکتر پوریا انگشت بافت

جهانی شدن در دنیای امروز و تاثیر آن بر هویت  انقلاب اسلامی ایران

آنچه که امروزه بحث از کیستی یا هویت ایرانیان را بیش از پیش ضروری می­کند، «معمایِ بزرگِ زیستن در تاریخ معاصر» است. وضعیتی که از حدود ۱۵۰ سال پیش و در مواجهه با دنیای مدرن شروع شده و ساحات گوناگون زندگی ایرانیان را دست­خوش تغییر و تلاطم کرده و انسان ایرانی را با موقعیتی متضاد روبرو نموده است. این انسان از طرفی سودای رسیدن به قافله­ ی تمدن و ترقی بشری از نوع غربی ­اش را داشته و از سوی دیگر پای در سنت و تعلقات فرهنگی اش دارد. چنین وضعیتی موجبات زیستن در «جهانی بین دو جهان» را برای او رقم زده؛ به­ طوری که آشفتگی در نظر و بهم ریختگی در عمل را برای وی به همراه داشته است. در طول یک و نیم قرن اخیر متفکران و صاحب نظران مختلف، بسته به نظام فکری و دستگاه معرفتی خود هر کدام به نحوی برای برون رفت از این وضعیت نسخه­ای پیچیده ­اند. برخی سراپا غربی ­شدن را تجویز و برخی از لزوم بازگشت به تمدن باشکوه ایران باستان سخن گفته­ اند؛ برخی نیز به دنبال جمع بین دین و مدرنیته یا اسلام و غرب بوده ­اند. این بلاتکلیفی گفتمانی و ابهام نظری موجب شد که درک انسان ایرانی از خود و از دیگری ­اش محل پرسش قرار گیرد و چشم انداز آینده او قدری مبهم و تار گردد. با ظهور انقلاب اسلامی ایده­ ی جدیدی به میدان آمد و افق­ های تازه ­ای گشوده شد. انقلاب اسلامی با قراردادن الهیاتِ دین­ محور به ­عنوان دالِ مرکزی گفتمان خود موفق شد دین را به ­عنوان یکی از اصلی ­ترین مؤلفه ­های هویتی، محور قرار دهد و اقوام مختلف ایرانی را ذیل یک چتر واحد گرد آورد و رؤیای ایرانیان و مسیر رسیدن به آن را در قالب گفتمان تمدن اسلامی پی­ریزی کند. گفتمانی که، نه از رهگذر غربی ­شدن و نه بازگشت به تمدن ایران باستان بلکه از طریق رجوع به دین و بازگشت به فطرت توحیدی مسیر رشد دنیوی و سعادت اخروی را ترسیم می‌کرد.

پوریا انگشت بافت

دکتری ایرانشناسی معاصر

Dr. Pouriya Angosht Baft

پوریا انگشت بافت

جهانی شدن

جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 12:4
pouriya angosht baft

جهانی شدن  و مفهوم زمان، شهر های 24 ساعته

امروزه به علت پیچیدگی زندگی شهری و عدم توانایی تمامی گروه های اجتماعی در استفاده از ساعات روشنایی روز برای رفع نیازها و برای برطرف نمودن پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و .... ناشی از خالی بودن شهر در ساعات خاصی از روز،استفاده از زمان های مرده شهری را میتوان عنوان راهکاری در جهت بهبود عملکرد فضای شهری در پاسخ به نیاز سرزندگی محیط شهری استفاده نمود. از مهمترین دستاورد های عصر جهانی شدن شهر های 24 ساعته هستند.

بسیاری از کارشناسان معتقدند شهرهایی که به‌تدریج به سمت یک فرهنگ فراگیرتر و ۲۴ ساعته جذب نمی‌شوند، فرصت بزرگی را از دست می‌دهند. جهان در حالت کلی به یک سیستم برنامه‌ریزی جهانی و ۲۴ ساعته نیاز دارد تا اطمینان حاصل شود شهرهای بهتری برای همه در حال ساخته شدن است؛ شهرهایی که می‌توان در آن‌ها برای مشارکت در فعالیت‌های شبانه برنامه‌ریزی کرد.

این اقدام ممکن است در عمل منجر به افزایش شکایات، تخلفات و درگیری‌های لفظی شود، اما رهبران شهری بسیاری با برنامه‌ریزی برای ابزارها و مکانیسم‌های زندگی شبانه این مشکلات را برطرف کرده‌اند. برای مثال زندگی شبانه در سانفرانسیسکو در محدوده تقریباً ۱۰۰ متری از اماکن سرگرمی جریان دارد و برای اماکن مسکونی مشکل‌ساز نیست.

شهرهای دیگری نیز در سراسر جهان وجود دارد که در حال کار روی ابعاد زندگی شبانه ایمن و پویا برای همه هستند. به‌عنوان نمونه شهردار نیویورک در حال معرفی یک سمت جدید با عنوان سفیر شبانه است که مسئولیت رسیدگی به بسیاری از مسائل شب‌بیداری شهر از جمله مقررات سنگین برای اپراتورهای دارای مجوز را برعهده دارد و ایالت فلوریدا در حال توسعه شبکه‌ای از اقدامات برای حمایت از ایده تبدیل شدن به شهری ۲۴ ساعته است که بیشتر شامل مواردی هم‌چون رعایت محدوده‌های فعالیت، هماهنگ کردن نیروهای پلیس، افزایش ایمنی و کنترل سر و صدا می‌شود. چنین اقداماتی حول محور مشروعیت بخشیدن، برنامه‌ریزی و تفکر در مورد زندگی شبانه است و یک پشتیبانی مناسب برای مدیریت طرح شهرهای همیشه بیدار فراهم می‌کند.

در دنیای امروز نیاز به گسترش زندگی شبانه به‌شدت احساس می‌شود، چراکه با افزایش شهرنشینی در سراسر جهان، شهرها در نقطه حساسی قرار می‌گیرند که باید در آن برنامه‌ریزان اقتصاد شبانه را جدی بگیرند. با این وجود تنها لندن است که چشم‌اندازی برای توسعه و مدیریت اقتصاد شبانه خود دارد و نگاهی دقیق‌تر به نقشه‌ها و برنامه‌ریزی‌های شهری نشان می‌دهد که کمتر شهری در دنیای امروز برای زنده بودن در طول شب مناسب است.

تبدیل شدن به شهرهای همیشه بیدار

شهرها برای ۲۴ ساعته شدن باید فعالانه طرح‌های قابل اجرا پیشنهاد دهند و روزانه برای تمام ۲۴ ساعت شبانه‌روز برنامه بریزند، زیرا زندگی در شب برای هر شهر معنای متفاوتی دارد. امروزه حدود ۸۰ درصد از شهرهای جهان در حال توسعه برنامه‌هایی برای تفکر استراتژیک در مورد خود هستند، با این حال تعداد شهرهایی که برای شب برنامه‌ریزی استراتژیک دارند بسیار محدود است.

این امر به معنای از دست رفتن یک فرصت بزرگ است و آنچه در این فرآیند اهمیت دارد، توسعه زیرساخت‌ها و متمرکز شدن بر کیفیت محتوای قابل ارائه در نقاط همیشه بیدار شهرها است، به‌نحوی‌که تنوع، دسترسی و برابری را در تمام جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رعایت کند. این رویکرد دارای سه بخش اصلی مردم، مکان و خلاقیت، همچنین سه اصل اساسی ایجاد یک مرکز شهری امن برای مردم و مکان‌های تفریحی آن‌ها، توسعه اقتصاد شبانه و بهبود وجهه شهر است که در اکثر شهرهای غربی در نظر گرفته شده و با سبک زندگی رایج در آن کشورها سازگاری دارد.

مزایای شهرهای همیشه بیدار

شب مفهوم بسیار گسترده‌ای دارد. آرایشگاه‌ها، سالن‌های ورزشی، سینماها، مغازه‌ها، رستوران‌ها و کافه‌های ۲۴ ساعته می‌توانند یک محیط شهری دائماً در حال تحول و پرهیاهو ایجاد کنند که در آن همه می‌توانند فارغ از الگوی کاری خود از نوعی تعادل مهیج میان کار و زندگی لذت ببرند. از سوی دیگر زندگی شبانه در شهرها به نفع مشاغل، بازدیدکنندگان و گردشگران شبانه است و تفاوت چشمگیری در اقتصاد شهری ایجاد می‌کند.

تجربه زندگی شبانه در شهری هم‌چون لندن نشان می‌دهد که یک شهر ۲۴ ساعته با ایجاد مشاغل بیشتر، احیای فضای عمومی، بهبود ایمنی، تقویت گردشگری و ایجاد احساس تعلق همراه است، زیرا اقتصاد شبانه منبع مشاغل و درآمد جدید برای شهر است، امکان احیای نواحی و ساختمان‌های شهر به‌ویژه آن‌هایی را فراهم می‌آورد که بعد از ساعت خاصی از روز مورد استفاده قرار نمی‌گیرند و از آنجا که خیابان‌هایی مملو از آدم بسیار ایمن‌تر خیابان‌های خالی است، ایمنی را افزایش می‌دهد.

لاوه بر این شهرهای همیشه بیدار برای بهبود امنیت شب‌زنده‌داران به تقویت نیروهای امنیتی و حتی سمت‌های شغلی جدید در این زمینه می‌پردازند و قوانینی را به تصویب می‌رسانند که از ایجاد هرگونه مشکل برای مردم پیشگیری کند. همچنین شهری با زندگی شبانه پر جنب‌وجوش و مجهز به سیستم حمل‌ونقل عمومی و خصوصی ۲۴ ساعته، با مغازه‌هایی همیشه باز که به حفظ شادابی خیابان‌ها کمک می‌کند، برای بازدیدکنندگان و گردشگران بسیار جذاب‌تر از شهری در حالت سکون و تاریکی است و اگر به‌خوبی مدیریت شود احساس تعلق بیشتری ایجاد می‌کند.

با این وجود تبدیل شدن تجربیات به‌دست‌آمده در طول زندگی شبانه شهرهای ۲۴ ساعته به یک سبک، نیازمند ایجاد تعادل میان منافع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و مدیران شهری باید پیش از توسعه آن در مورد چگونگی استفاده از فضاهای عمومی شهر در طول روز و شب فرهنگ‌سازی داشته باشند.

نمونه‌هایی از شهرهایی که هرگز نمی‌خوابند

ساکنان و بازدیدکنندگان شهرهایی هم‌چون نیویورک، بوئنوس‌آیرس، لندن، منچستر، توکیو و دیگر شهرهای همیشه بیدار سراسر جهان به‌خوبی با مفهوم زندگی در یک شهر ۲۴ ساعته آشنایی دارند. این شهرها با رونق زندگی در ساعات پس از تاریکی از مزایای قابل‌توجه این اقدام بهره‌مند شدند و پویایی و سرزندگی را به خیابان‌های خود دعوت کردند. این اقدام در کنار تصمیماتی هم‌چون مقابله شدید با مصرف نوشیدنی‌های غیرمجاز و مخدر، بهبود سیستم‌های روشنایی شهر، تقویت زیرساخت‌ها، توسعه ناوگان حمل‌ونقل عمومی، مدیریت اقتصاد شبانه، بهبود راهکارهای کاهش خطر و مواردی از این قبیل امکان‌پذیر است که می‌تواند به کاهش خشونت کمک کند.

بوئنوس‌آیرس آرژانتین نخستین شهری بود که فضاهای شبانه را در آمریکای لاتین معرفی کرد و با معرفی بیش از یک دهه «شهر شب‌موزه‌ها»، هزاران و حتی میلیون‌ها نفر را در طول شب گرد هم آورد تا فرهنگ و هنر شهر را گرامی بدارند. این شهر جشنواره‌های شبانه برگزار کرد تا رشد خود را از منظر اجتماعی و فرهنگی تضمین کند و با احیای مراکز تاریخی مهم، ضمن دعوت بازدیدکنندگان بیشتر فضاهایی ایجاد کرد که مردم را برای تعاملات بیشتر گرد هم آورد. این اقدام بوئنوس‌آیرس برای شهر منافع اجتماعی و اقتصادی بی‌شماری به‌دنبال داشت.

پوریا انگشت بافت

Dr. Pouriya Angosht Baft

پوریا انگشت بافت

pouriya angosht baft

پنجشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۳ | 17:10
pouriya angosht baft

نگاهی به نظریه های جهانی شدن _ پوریا انگشت بافت

نگاهی به نظريه هاي گوناگون درباره جهاني شدن

نظریه های تحول گرا

دکتر پوریا انگشت بافت

هيچ ‌اتفاق نظري ‌بين ‌دانشمندان ‌در مورد تعريف ‌دقيق‌ جهاني‌شدن‌، يا تأثير آن ‌بر زندگي ‌و رفتار ما وجود ندارد. برخي ‌از دانشمندان ‌كوشيده‌اند جهاني‌شدن ‌را به‌عنوان ‌مفهومي ‌اقتصادي ‌تعريف ‌كنند؛ در حالي‌كه ‌جمعي ‌ديگر به ‌تبيين ‌اين ‌مفهوم‌ در چارچوب ‌كل ‌تحولات ‌فرهنگي‌، سياسي‌، اقتصادي ‌و زيست‌محيطي‌اخير پرداخته‌اند. بسياري از پژوهش ها نيز اصلا جهاني شدن را تعريف نكرده اند: در کتاب «تغيير اجتماعي و جهاني»، به جاي بخش نخست که موضوع آن چيستي جهاني شدن است، يک صفحه سفيد قرار داده شده است.

با توجه به چند موضوعي بودن ابعاد جهاني شدن و علل آن از ديد پژوهشگران جهاني شدن، ارايه دسته بندي موضوعي از نظريه هاي چيستي جهاني شدن امكان پذير نيست. به نظر مي رسد بهترين دسته بندي كه از نظريه پردازي ها مي توان ارايه كرد، نگاه كردن به موضوع بر اساس نگرش كلي نظريه پردازان و ديدگاه هاي آنان در رابطه با صواب بودن يا ناصواب بودن جهاني شدن است.

از اين منظر سه گروه قابل شناسايي است:

گروه نخست: جهان گرايان افراطي: كساني كه معتقدند جهاني شدن يك عصر تازه است كه در اين عصر تازه، تمام قواعد مهم دنيا عوض شده است. ملت هاي ما جايگاه خود را در روابط بين المللي از دست داده اند، پديده ها و هويت ها و رويدادهاي اجتماعي تنها در بستر ادبيات جهاني معنادار مي شوند. بنابراين عصر گذشته عصر تفكيك جوامع و تمام شده است و عصر جديدي -عصر جهاني شدن فزاينده- آغاز شده است. در اين گروه ماركسيستها، ليبرال ها و نگرش هاي جامعه شناختي را مي توان يافت.

گروه دوم: مخالفان جهاني شدن – تكسيزرها- ؛ آنها معتقدند كه اصلا چيزي به نام جهاني شدن وجود ندارد و اين تبليغات يك عده ليبرال است كه مي خواهند دنيا را يك جور ديگر نشان دهند. در عالم واقع كه بررسي كنيم روابط بين الملل نزديك تر و وابستگي متقابل در آن افزايش بيشتري پيدا كرده است. در اين گروه ماركسيستها، واقع گرايان و نگرش هاي جامعه شناختي را مي توان يافت.

گروه سوم: گروه تحول گرا كه معتقدند جهان در حال تغيير و تحول است. برخي اصول جهان گذشته حفظ شده ولي در اين شرايط سامانه اي جهاني پديد آمده كه همه چيز آن در حال تغيير است

بنا بر دسته بندي بالا، چهار دسته از نظريه هاي جهاني شدن مي توان ارايه كرد:

نظريه هاي ليبرال: اين نظريه ها معتقد به گسترش جهاني شدن و جهان شمولي ليبرال دمكراسي در حوزه هاي جهاني و در سياست، گسترش اقتصاد بازار و ارزش هاي جهاني ليبرال دمكراسي مي باشند و از نظريه پردازان برجسته آن مي توان به ديويد هلد، آنتوني مك كرو، ديويد گلديت و جاناتان پرولون اشاره کرد. گلديت و پرولون در كتاب نقل و انتقالات جهاني - سايتي هم به اين نام دارند- جهاني شدن را با روش هاي رفتارگرايانه و استفاده از آمارها و جدول ها توضيح داده اند. آنها جهاني شدن را يك فرايند گسترده و در برگيرنده سازمان ها و نهادها مي دانند.

جوزف تاميل و رابرت كوهن، که از نظريه پردازان وابستگي متقابل هستند را نيز مي توان در دسته معتقدان به جهاني شدن قرار داد اما آنان وجه ليبرال جهاني شدن را کم سو و کم اثر مي دانند و بيشتر به افزايش وابستگي هاي متقابل نظر دارند. كنيچي اوهماي ژاپني و فرانسيس فوكوياما نيز از جهان گرايان ليبرال افراطي هستند که جهاني شدن را آخرين حلقه گسترش ليبرال دمکراسي و خط پاياني تاريخ «پرافتخار» بشريت ذکر مي کنند

واقع گرايان: كنت والتس، رابرت گيلپين و استفن كراسنر از انديشمندان روابط بين الملل هستند که به طور کلي در زمينه نفي جهاني شدن يا امکان وقوع آن در گذشته گام برداشته اند. والتس، بنيان گذار و مهم ترين چهره نو واقع گرايي، مي گويد که اولا چيزي كه به نام جهاني شدن از آن سخن مي گويند در كشورهاي پيشرفته –آن هم در برخي از آنها- صورت پذيرفته و دوم آنکه، در آن تعداد از كشورهاي پيشرفته كه جهاني شدن را داريم جهاني شدن در تجارت و امور اقتصادي رخ داده و در حوزه هاي امنيت و سياست با پديده اي به نام جهاني شدن روبه رو نيستيم و همچنان دولت ها حرف اول و آخر را مي زنند.

رابرت گيلپين نظريه پرداز اقتصاد سياسي بين الملل نيز، وضعيت جديد را دوره ثبات هژمونيك با محوريت امريكا معرفي مي كند و افزايش ارتباطات در حوزه هاي گوناگون تجاري، سياسي، فرهنگي و روابط بين ملت ها را به معناي درهم شدن آنها و از ميان رفتن مرزها يا قدرت دولت هاي ملي نمي داند .

پوریا انگشت بافت

Dr. Pouriya Angosht Baft

پوریا انگشت بافت

pouriya angosht baft

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲ | 14:48
pouriya angosht baft

وبلاگ ایرانشناسی_ پوریا انگشت بافت

معرفی ایرانشناسان: یوسف میخائیلوویچ ارانسکی

یوسف میخائیلوویچ ارانسکی در ۳ مه سال ۱۹۲۳ میلادی در لنینگراد روسیه متولد شد. در سال ۱۹۴۰ میلادی در بخش زبان‌شناسی دانشگاه لنینگراد ثبت نام کرد، ولی فقط یک درس را تمام کرده بود که جنگ جهانی دوم آغاز شد. از اوت ۱۹۴۱ تا مه ۱۹۴۵ در جبهه لنینگراد و ولخف خدمت کرد و چندین تقدیرنامه و مدال گرفت. پس از جنگ به دانشگاه بازگشت و در بخش جدید «زبان‌های شرقی» به ادامه درس پرداخت و از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۱ میلادی زیر نظر فریمان (freiman) به پژوهش پرداخت و رساله‌ ای در مورد زبان پشتو تهیه کرد. سپس در ۱۹۵۱ میلادی با ارائه رساله‌اش با عنوان: وجه و حدود فعل در دستور زبان معاصر افغانستان، موفق به دریافت درجه دکتری شد. او از همان هنگام تحصیل در دانشگاه یعنی ۱۹۴۸ م در دانشکده مطالعات شرقی دانشگاه دولتی لنینگراد به تدریس مقدمات زبان‌شناسی ایرانی، تاریخ زبان‌های ایرانی و تاجیکی و دستور تطبیقی مشغول شده بود از ۱۹۵۱ م - پس از دفاع از تز دکتری - تا ۱۹۵۵ م در بخش تاریخ زبان‌شناسی دانشگاه تاجیکستان، تاریخ زبان فارسی و تاجیکی را تدریس می‌کرد و از ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۹ م در دانشسرای عالی استالین آباد (دوشنبه) به تدریس همین دروس پرداخت. در ۱۹۵۹ م کارمند علمی دانشکده شرق‌شناسی آکادمی علوم شوروی شعبه لنینگراد بود. از آثار او می‌توان به «مقدمه‌ای بر فقه اللغه ایرانی»(۱۹۶۰ (ترجمه فارسی به وسیله ک. کشاورز، ۱۳۵۵)، «روایتی دربارهٔ شمس تبریزی»۱۹۶۷، زبان‌های ایرانی»۱۹۷۳ (ترجمه فارسی به وسیله ع.ا. صادقی، ۱۳۷۸)، «فقه اللغه ایرانی باستان و زبان‌شناسی ایرانی»۱۹۷۲، زبان‌های ایرانی نو در اتحاد شوروی۱۹۷۵ نام برد. ارانسکی در ۱۹۷۷ درگذشت.

پوریا انگشت بافت

پوریا انگشت بافت

pouriya angosht baft

سه شنبه هشتم اسفند ۱۴۰۲ | 11:28
pouriya angosht baft
مشخصات وب
دکتر پوریا انگشت بافت وبلاگ  ایرانشناسی دکتر پوریا انگشت بافت
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • دکتر پوریا انگشت بافت
پیوندها
  • کانال تحلیلی
  • اندیشکده روابط بین الملل
  • موسسه ایراس
  • دانشکده مطالعات جهان
  • انجمن ژئوپلیتیک ایران
  • وبلاگ دکتر پوریا انگشت بافت
  • link.me
آرشیو وب
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
برچسب ها
  • پوریا انگشت بافت (4)
  • pouriya angosht baft (3)
  • جهانی شدن (1)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای دکتر پوریا انگشت بافت محفوظ است .